نامه ای که اهواز را به آشوب کشید
ماجرا از کجا آغاز شد
نامه ای منتسب به " محمد علی ابطحی " مشاور خاتمی منتشر شد که در آن خواستار تغییر ترکیب جمعیتی خوزستان به نفع غیر عربها شده بود و حتی خواهان جانشین کردن آذری ها بجای عربها بود. به دنبال پخش این نامه و تبلیغات شبکه های الجزیره و العربیه و بت نهرین و الاحواز عربهای منطقه شلنگ آباد اهواز داغ کردند و دعوا شد . کار بالا گرفت . چند نفر کشته و زخمی و عده ای هم دستگیر شدند . این همه ماجرا نیست . عده ای معتقدند این نامه قسمتی از برنامه درازمدت رژیم است و برای آن شواهدی هم دارند و عده ای دیگر آن را نقشه آمریکا می دانند که می خواهد خوزستان را از ایران جدا کند و به عربها بدهد و کنترل مسیر استراتژیک حمل نفت خلیج فارس را کاملا بدست آورد .
ترکیب جمعیتی خوزستان
تا قبل از زمان رضا شاه پهلوی عربها در تعدادی از دهات جنوب خوزستان بصورت قبیله ای زندگی می کردند و هیچ شهر عرب نشینی وجود نداشت . شهر اهواز تا سال 1304 فقط 2000 نفر جمعیت داشت . بقیه جمعیت خوزستان شامل فارسها بود که در نیمه شمالی استان خوزستان از زمان هخامنشیان زیست می کردند و قدمت حضورشان در خوزستان حداقل به 2700 سال می رسد و اغلب در شهرهای دزفول و شوشتر زندگی می کردند . یعنی تنها جمعیت متمرکز شهرنشین خوزستان تا آن زمان فارسها بودند . اما بدنبال رونق صنعت نفت و سرازیر شدن سرمایه ها به خوزستان و شرایط رفاهی مناسب عربهای زیادی از کشور عراق به این منطقه مهاجرت کردند که بعدها آوارگان فلسطینی و عربهایی از لبنان و سوریه هم به این جمعیت افزوده شدند . رضا خان که جمعیت سنتی فارسها را برای تعادل جمعیتی کافی نمی دید ایل هفت لنگ بختیاری را وارد خوزستان کرد که غالبا در شهرهای ایذه و مسجد سلیمان سکونت گزیدند . بعدها شهر اهواز رونق گرفت و جمعیت آن بصورت ترکیبی از عربها - فارسها - بختیاری ها و مهاجرینی از شهرهای دیگر ایران مثل اصفهان و شیراز درآمد که بدنبال کار شرکت نفت به آنجا آمده بودند .
وضعیت خوزستان در گذشته و حال
در زمان رژیم گذشته خوزستان یکی از بهترین مناطق ایران و دارای بالاترین استانداردهای رفاهی بود . شهر اهواز پس از تهران مهمترین شهر ایران و دارای بیشترین امکانات بود . بعد از انقلاب و پایان جنگ جمهوری اسلامی شاید بنابر تجربه جنگ قانون نانوشته ای را اجرا کرد که در استانهای مرزی و دارای بافت قومی کمترین هزینه اقتصادی انجام شود . و اگر نفت خوزستان نبود تا حالا حتما خوزستان به بیابان برهوت تبدیل شده بود . اکنون دیگر وضعیت خوزستان قابل مقایسه با زمان گذشته نیست . جمهوری اسلامی نمی خواهد بابت آب آشامیدنی شهر چند ملیون نفری اهواز هزینه کند و مردم سالهاست که آب کاملا بیماری زا و آلوده می خورند . آب آشامیدنی این شهر کاملا با فاضلاب شهری و صنعتی مخلوط است که آخوندهای نازک طبع و لطیف مطمئنا نمی توانند نصف لیوان از این آب را کوفت کنند . امکانات رفاهی و آموزشی و فرهنگی در حد صفر است . و بیکاری شاید در کل ایران بالاترین نرخ را داشته باشد . در چنین شرایطی نه تنها جوانان عرب خوزستان که حتی غیر عربها هم به زندگی همسالان خود در کشورهای عربی همسایه حسرت می خورند و مثل بشکه باروت آماده انفجار هستند . شلنگ آباد یکی از فقیر ترین مناطق عرب نشین اهواز است که در آن فقط می توانید مواد مخدر و اسلحه بیابید .
شاید روزی دیگر
بر هم زدن ترکیب جمعیتی خوزستان شاید در زمان رضا خان ممکن و درست بود اما امروز نه منطقی است ونه امکان پذیر . و اگر امروز سران مملکت بجای مدیریت درست و حل مشکلات خوزستان می خواهند ترکیب جمعیتی آن را برهم بزنند خب دور از انتظار نیست . آنها قبلا ثابت کرده اند که به اندازه ی یک گوسفند هم نمی فهمند و فقط در فکر حفظ قدرت و نشخوار چند روز دنیای حیوانی شان هستند .










